الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

44

تفسير مجمع البيان (فارسى)

سپس ثقيل شده‌اند ، خطاست زيرا بناى كلام بر ايجاز است نه بر ثقل . علت اينكه « اب و ام » را « ابوان » گفته ، تغليب است . براى « اب » ولى در « ابن و ابنه » نميتوان « ابنان » گفت ، زيرا توليد اشتباه مىكند و اگر اشتباه نشود مانعى نيست . اين عقيده از زجاج است . « فريضة » منصوب است بنا بر اينكه حال تاكيدى براى « فلابويه » باشد و در عين حال فعل « يُوصِيكُمُ اللَّهُ » را تاكيد مىكند ، ممكن است نصب آن بنا بر مصدريت و ناصب آن « يُوصِيكُمُ اللَّهُ » باشد زيرا معناى آن « يفرض عليكم فريضة » است شان نزول محمد بن منكدر از جابر بن عبد اللَّه نقل كرده است كه وى گفت : « من بيمار شدم و پيامبر گرامى با ابو بكر از من عيادت كردند . من بىهوش شدم . پيامبر گرامى آبى طلبيد و به آن دعا خواند و وضو گرفت و بر من ريخت و من به هوش آمدم . گفتم : يا رسول اللَّه ، با مالم چه كنم ؟ پيامبر گرامى ساكت شد و آيهء مواريث دربارهء من نازل گرديد . برخى گفته‌اند : اين آيه دربارهء عبد الرحمن برادر حسان ، شاعر معروف ، نازل شده است . هنگامى كه وى از دنيا رحلت كرد ، يك همسر و پنج برادر داشت . وارثان آمدند و مال را تصرف و زن را محروم كردند . زن پيش پيامبر گرامى شكايت كرد و آيهء مواريث نازل گرديد . اين مطلب از سدى است . ابن عباس مىگويد : ارث براى اولاد بود و براى پدر و مادر و خويشاوندان از راه وصيت ممكن بود چيزى قرار بدهند . خداوند اين حكم را نسخ كرد و آيهء مواريث را نازل فرمود . پيامبر گرامى فرمود : خداوند راضى نشد كه ملك مقربى يا نبى مرسلى اين كار را بر عهده بگيرد ، بلكه خود متولى تقسيم تركه‌ها شد و حق هر كسى را به او واگذارد . مقصود قبلا خداوند بطور اجمال ، فرمود : « لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ . . . »